
متن موزیک
موج های گرانشی برخورد دو تا سیاهچاله رو هم ضبط کردن
چه برسه به وجود تو
تو رو هر لحظه ثبت می کنم
تو رو هر لحظه دوباره فکر کردم
هر ثانیه ای که تو این خیابونا قدم می زدم
حالا اینجام
انتهای این نمایش جنون
گذاشتم دنبالم بیان
قدمامو هم آهسته کردم که حسابی نزدیکم بشن
برگشتم و دو دستی صورت یکیشون رو محکم گرفتم
تقلا می کرد که فرار کنه
بین دیوونه ها هر کدومشون یه گوشه فرار کردن و پناه گرفتن
التماس حتی از صورت سیاه و بی جهره ش هم مشخص بود
انگار می گفت فقط بذار برم
نذاشتم
دو دستی صورتش رو محکم گرفتم و در گوشش یه چیزی گفتم
تقلاهاش تموم شد
انگار که دیگه نبضش نزنه
صورت یخش سردتر از قبل شد
بی حرکت نگام کرد
چند ثانیه ای که گذشت
دیدم که باقیشون آروم آروم دارن نزدیک میشن
کم کم سرک کشیدن و اومدن سمتم
نزدیک و نزدیک تر شدن
انقدر که دیگه هیچ چیز از تهران نموند
جز سرما و سیاهی
با صورت سیاه و بی روحش نگام می کنه
به چشمام خیره شده
به چشماش خیره شدم
انقدر سیاهه که هیچ نوری بهشون نفوذ نمی کنه
دستاشو گذاشت رو گلوم
آخرین زورش فشار داد
تکون نمی خورم
ولی شاید اینطوری دیگه به مردن فکر نکنم
به تو فکر می کنم
شاید صورتت یادم بره
ولی صدات هیچ وقت نه
حالا ما دو تا صدا می شیم
دو تا صدایی که دیگه بینشون مرزی نیست
دو تا صدایی که هما در آغوش می گیرن
دیگه به تنهایی نیازی نداریم
قطره خونی که از گوشه دهنم می چکه پایین
تو تلألؤ آفتاب پاییز برق می زنه
نگاش می کنم تا بچکه کف آسفالت
بالا رو می بینم
دسته سارها دارن تو آسمون رد میشن
جکتاشون رو عوض می کنن
این عجیب نیست که شبیه صورت تو میشن
وقتی با لوک نده پاییز پرواز می کنن



























