تصنیف دلشده

متن موزیک
ای پناه بی پناهان
از من دل شده روی مگردان
بر دل سوخته آتش میفشان
ای فروغ شام تارم
می گریزی چرا از کنارم؟
در خزانم، بیا ای بهارم
عهد و پیمان بستی و شکستی
از کنارم رفتی و گسستی
از چه یارا، ای نگارا؟
مجنونم کرد چشم مستت
این دل پریشان را دادم به دستت
رفتی و دلم بشکستی
با رقیب من بنشستی
در تو دلستانم اثر ندارد دگر فغانم
از غمت روان شد سرشک ماتم ز دیدگانم
آه، چه کرده ام که این چنین مرا به آتش می کشانی؟
برای من نمانده است جز نیمه جانی
آه، چه بی قرارم
خبر نداری، امید جان، ز حال زارم
از چه یارا، ای دل آرا؟


























