تصنیف «در عاشقی»

متن موزیک
این بار من یکبارگی
در عاشقی پیچیده ام
این بار من یکبارگی
از عافیت ببریده ام
این بار من یکبارگی
در عاشقی پیچیده ام
این بار من یکبارگی
از عافیت ببریده ام
Instrumental
دل را ز خود برکنده ام
با چیز دیگر زنده ام
عقل و دل و اندیشه را
از بیخ و بن سوزیده ام
ای مردمان ای مردمان
از من نیاید مردمی
دیوانه هم نندیشد آن کندر دل اندیشیده ام
این بار من یکبارگی
در عاشقی پیچیده ام
این بار من یکبارگی
از عافیت ببریده ام
Instrumental
من خود کجا ترسم از او
شکلی بکردم بهر او
من گیج کی باشم ولی
قاصد چنین گیجیده ام
Instrumental
من از برای مصلحت
در حبس دنیا مانده ام
من از برای مصلحت
در حبس دنیا مانده ام
حبس از کجا من از کجا
مال که را دزدیده ام
این بار من یکبارگی
در عاشقی پیچیده ام
این بار من یکبارگی
از عافیت ببریده ام





























