تصنیف شرم و شوق

متن موزیک
دل می ستاند از من و جان می دهد به من
آرام جان و کام جهان می دهد به من
دل می ستاند از من و جان می دهد به من
آرام جان و کام جهان می دهد به من
دلداده ی غریبم و گمنام این دیار
زان یار دلنشین که نشان می دهد به من
دلداده ی غریبم و گمنام این دیار
زان یار دلنشین که نشان می دهد به من
جانا مراد بخت و جوانی وصال توست
جانا مراد بخت و جوانی وصال توست
کو جاودانه بخت جوان می دهد به من
Instrumental
می آمدم که حال دل زار گویمت
اما مگر سرشک امان می دهد به من
می آمدم که حال دل زار گویمت
اما مگر سرشک امان می دهد به من
چشمت به شرم و ناز ببندد لب نیاز
شوقت اگر هزار زبان می دهد به من
چشمت به شرم و ناز ببندد لب نیاز
شوقت اگر هزار زبان می دهد به من
آری سخن به شیوه ی چشم تو خوش ترست
مستی ببین که سحر بیان می دهد به من
Instrumental
دل می ستاند از من و جان می دهد به من
































