غمگسار

متن موزیک
چه غریب ماندی ای دل، نه غمی نه غمگساری
نه به انتظار یاری، نه ز یار انتظاری
غم اگر به کوه گویم، بگریزد و بریزد
که دگر بدین گرانی، نتوان کشید باری
سحرم کشیده خنجر، که چرا شبت نکشته ست
تو بکش، تو بکش که تا نیفتد، دگرم به شب گذاری
نه چنان شکست پشتم
نه چنان شکست پشتم، که دوباره سر بر آرم
منم آن درخت پیری، که نداشت برگ و باری
که نداشت برگ و باری
نه چنان شکست پشتم
نه چنان شکست پشتم، که دوباره سر بر آرم
منم آن درخت پیری، که نداشت برگ و باری
که نداشت برگ و باری
سحرم کشیده خنجر، که چرا شبت نکشته ست
تو بکش، تو بکش که تا نیفتد، دگرم به شب گذاری
دگرم به شب گذاری























