ساز و آواز مثنوی مخالف دریای دل

متن موزیک
همچو نی می نالم از سودای دل آه
آتشی در سینه دارم جای دل
من که با هر داغ پیدا ساختم
سوختم از داغ ناپیدای دل
همچو نی می نالم از سودای دل سودای دل
آتشی در سینه دارم جای دل آه جای دل
من که با هر داغ پیدا ساختم سوختم
سوختم از داغ ناپیدای دل
همچو موجم، همچو موجم یک نفس آرام نیست
همچو موجم یک نفس آرام نیست
بس که طوفانزا بود دریای دل، دریای دل
دل اگر از من گریزد وای من
غم اگر از دل گریزد وای دل
غم اگر از دل گریزد وای دل، وای دل
ما ز رسوایی بلندآوازه ایم آخ آه
نامور شد هرکه شد رسوای دل رسوای دل
نامور شد هرکه شد رسوای دل
گنج مؤمن خرمن سیم و زر است
گنج عاشق گوهر یکتای دل
در میان اشک نومیدی رهی، رهی
خندم از امیدواری های دل، آه دل


























