همنوازی در شوشتری

متن موزیک
تو را سریست که با ما فرو نمی آید
مرا دلی که صبوری ازو نمی آید
کدام دیده به روی تو باز شد همه عمر
که آب دیده به رویش فرو نمی آید؟
جز اینقدر نتوان گفت بر جمال تو عیب
جز اینقدر نتوان گفت بر جمال تو عیب، عزیز من
که مهربانی از آن طبع و خو نمی آید
چه عاشقست که فریاد دردناکش نیست
چه مجلس است کزو های و هو نمی آید؟
به شیر بود مگر شور عشق سعدی را
که پیر گشت و تغیّر در او نمی آید



































