برسان باده که غم روی نمود

متن موزیک
برسان باده که غم روی نمود ای ساقی
این شبیخون بلا باز چه بود ای ساقی
حالیا عکس دل ماست در آیینه جام
حالیا عکس دل ماست در آیینه جام
تا چه رنگ آورد این چرخ کبود ای ساقی
تشنه خون زمین است فلک، وین مه نو
کهنه داسی است که بس کشته درود ای ساقی
بس که شستیم به خوناب جگر جامه جان
نه از او تار به جا ماند و نه پود ای ساقی
نه از او تار به جا ماند و نه پود ای ساقی
حق به دست دل من بود
حق به دست دل من بود، که در معبد عشق
سر به غیر تو نیاورد فرود
سر به غیر تو نیاورد فرود ای ساقی
ای ساقی
در فروبند
در فروبند که چون سایه در این خلوت غم
با کسم نیست سر گفت و شنود
با کسم نیست سر گفت و شنود ای ساقی
ای ساقی
























