ادامه ساز و آواز

متن موزیک
در هوایت بی قرارم روز و شب
سر ز پایت بر ندارم روز و شب
در هوایت بی قرارم روز و شب
سر ز پایت بر ندارم روز و شب
روز و شب را، همچو خود مجنون کنم
روز و شب را، کی گذارم، روز و شب، روز و شب
جان و دل می خواستی عاشقان
جان و دل را می سپارم روز و شب
تا نیابم آن چه در مغز منست
یک زمانی سر نخارم روز و شب
تا نیابم آن چه در مغز منست
یک زمانی سر نخارم روز و شب
تا که عشقت مطربی آغاز کرد، مطربی آغاز کرد
گاه چنگم گاه تارم روز و شب
ای مهار عاشقان، در دست تو
در میان این قطارم، روز و شب
زان شبی کِئم وعده دادی روز بعد
روز و شب را می شمارم روز و شب
بس که کشت مهر جانم تشنه است
ز ابر دیده اشکبارم روز و شب






























