یار دلنواز

متن موزیک
زان یار دلنوازم
شکریست با شکایت
گر نکته دان عشقی
خوش بشنو این حکایت
بی مزد بود و منت، هر خدمتی که کردم
یارب مَباد کَس را، مخدوم بی عنایت
رندان تشنه لب را، آبی نمی دهد کس
گویی ولی شناسان، رفتند از این ولایت
در زلف چون کمندش، ای دل مپیچ کان جا
سرها بریده بینی، بی جرم و بی جنایت
در این شب سیاهم، گُم گشته راه مقصود
از گوشه ای برون آی، ای کوکب هدایت
زان یار دلنوازم، شکریست با شکایت
گر نکته دان عشقی، خوش بشنو این حکایت
خوش بشنو این حکایت
خوش بشنو این حکایت

































