با این نفسنفس
همهشب به خلوتِ من بیا
سهمِ مولا، یک طناب، سهمِ مادر، یک قلاف
چه کند کسی
شبی از خویشتن سفر کردم
تمام علت ایمان
اگر از قافله دوریم
پرستوی غمگین
ای ساقیِ شکسته
پشتِ سیلیِ اشک
من عباسم، امیرالقمه
منم مثل تو خوابیدم
من بیتو دلگیرم
کُنهِ اسرارِ غذا
با اسمت جون میگیرم
سپاه، دستبهدست
ای یار! ای عشق! دلدار!
یُمّه یُمّه
خوبه خوبایی
میگن دختره تو زمینگیره
آه، تو گرم است
رفتی ندیدی
بهترین اتفاق دوران
تو جانِ من هستی
آن زلف به دست باد، یارا
مثل پاییز زرد اومدم
منم و عمری روزِ خوش ندیدن
دیوانه منم
خستهام علیجان
حجتالله است
من بیپناهم
آغوش بر آغوشِ دریا
دلها شد بیتالاحزان
دینِ مانی
انقدر رو خاکا نشین
چرا هوا زمستونیه
سر سجاده نشستهایم
دل را به دریا زدم
نجابت او
چشماتو رو هم میذاری
تو زهرایی
بیا، آسمون! حالمو خوب کن
درد است بین سینه
باید دل از بارانِ غم