ترانهدزدها

متن موزیک
گفتی اما تو نباید می رفتی
گفتم من از تو می روم تا در سفر بودن
با تو باشم
من از تو سر نمی روم
من در تو می روم
تا سبزترین بهار منظره ها
تا ماه
گفتی باش
گفتم هستم
گفتی می فهمم
گفتم من هم
گفتی بغض شک راه گلو را بسته
لحظه تصمیم است
به تو ای خوب نجیب
می توانم شک کرد؟
گفتم به ترانه دزدان شک کن
چه کسی از من و تو تشنگی باغچه را می بیند
و چه بی رحمانه مشک پر آبی را که برای
عطش باغچه باقی مانده است
نیمه شب می دزدد و به یک رهگذر قمقمه هایش پر آب
می فروشد ارزان؟
به ترانه دزد بگو
تو را باور ندارم
گفتی ترانه دزدان را باور ندارم
اما تو نباید می رفتی






























