
متن موزیک
ترانه های گمشده اما ماندگار را مرور می کنیم
ما به شکار پروانه های نیم سوخته آمده ایم
پروانه هایی که در کوچه پس کوچه های خاطره
پر سوزانده اند
تو را می شناسند
تو آن زخم خورده بلند پروازی
آن پرنده پر بسته که تا آبی ترین آسمان ها
خیال پریدن داری
اما اینک، خواندن نمی توانی
تو را می شناسم
تو بانوی هزار هزار ترانه ای
آسمان آبی بلندترین پرواز تو
به رنگ فیروزه ای ترین آبنماهای وطن است
تو را می شناسم
نگاه منتظرت از برق حادثه یکی شدن پر است
تو را می شناسم
تو سراپا صدایی
اگرچه آواز کش سر بازار صدایت را نمی خواهد
از آمدنت می ترسد و در حضورت منطق فلزی خود را
بر سینه می فشارد
از آمدنت می ترسد
اما تو بسیار خوانده ای
اما تو با سکوت بلندت همچنان زیباترین ترانه ها را می خوانی
تو میخوانی و ما می نشویم
تو از زخم میخوانی
تو از آوار عشق میخوانی
از آوار آواز عشق می خوانی
تو سراپا سرودی و درود
تو بدرود نیستی
قلب تو که برای پریدن و ترانه خواندن می تپد
قلب من است، قلب ماست
بلندترین فریادت را به جانب ما پرتاب کن
چلگیس قصه، بخوان
با چشمان خیس، چلگیس
آفتاب در راه است
و ما همچنان دوستت داریم
چونان هندویی که معبدش را
بخوان، آفتاب در راه است






























