
متن موزیک
به ترانه خانه ما خوش آمدی
بانوی هزار هزار ترانه
تو را مرور می کنیم تا خاموشی ما فراموشی بزرگ نباشد
پیش رو تصویری کهنه و رنگ پریده
از پسرکی با سر تراشیده
لاغر، با چشمانی درشت و غمگین
و در کنارش دخترکی به زیبایی شاپرک ها
شکننده، با چشمانی درشت و غمگین
که با آبی دریای شمال، یکی شده اند
ظهر داغ تابستان، من و تو
و خانه ای از ماسه و آن همه گوش ماهی
این نخستین دیدار بود
و روزی دیگر هجده ساله بودیم که از راه رسیدی تا ترانه های مرا بشنوی
نمی دانستم شعر می نویسی
گفتی و خندیدی
من اما می دانستم که خوب می خوانی
گفتم و خندیدم
من از لندن می آمدم، سال ۱۹۶۸
سال شورش بزرگ در فرانسه
سال تظاهرات ضدجنگ در اروپا
سال Make Love, Not War
جنگ نکن، عشق بورز
در لندنِ مه گرفته بود که تو را بار دیگر دیدم
برای شکفتن در صحنه های بزرگ
و فتح قلب دیگرانِ جهان آمده بودی
گفتم من هم می نویسم، می دانستی
چون پیش از این در هفته نامه ای بارها از بزرگی ات نوشته بودم
اما نه من و نه تو هیچ کدام نمی دانستیم
روزی نزدیک همراه و هم بغض و هم ترانه خواهیم شد
من و تو نمی دانستیم که از این یکی شدن
فصل نوین ترانه معاصر به دنیا می آید
سال ۶۹، استودیو طنین، خیابان ثریا، یک زیرزمین بزرگ
نخستین استودیوی مستقل ضبط صدا
با پرویز اتابکی، بابک افشار، اسفندیار منفرد زاده
ایرج جنتی عطایی، تورج نگهبان
و بزرگ مرد همیشه واروژان
که دیگر نیست اما سایه بلندش ردای مخملی ترانه ایران زمین است
تو آمده بودی که دیگر از دیگران نخوانی
آمده بودی که صاحب شناسنامه خود باشی
پرویز با آن وقار همیشگی
بر پوست پیانو دست کشید
و من با صدایی لرزان چنین خواندم
ستاره آی ستاره، چشام اشکی نداره
دیگه پیداش نمیشه، نمیادش دوباره
دیگه دوسم نداره، منو تنها میذاره
آخه گوش کن ستاره آی ستاره
دل عاشق خریداری نداره
و این سرآغاز پرواز بلند ما بود






























