تصنیف «در آتش»

متن موزیک
از سحر عطر دل انگیز تو پیچیده به شهر
باز دیشب چه کسی خواب تو را دیده به شهر
دیدم از پنجره خانه هوا طوفانی ست
بار دیگر نکند بال تو ساییده به شهر
رود اروند خبر داده به کارون که نترس
دلبر ماست گمانم که خرامیده به شهر
مصلحت نیست هوا عطر تو را حفظ کند
شاهدم ابر سیاهی است که باریده به شهر
شاهدم این همه نخلند که ایمان دارند
هیچکس مثل تو آن روز نجنگیده به شهر
هیچکس مثل تو آن روز نجنگیده به شهر
همچنان هستی و میجنگی و خود می دانی
دشمنت دوخته از روی هوس دیده به شهر
مثل طفلی که بچسبد به پدر وقت خطر
شهر چسبیده به تو، خون تو پاشیده به شهر
...























