
رومی، پرده دوم: حمله













متن موزیک
از سوی میدان چه بانگست و غریو
کز نهیبش می رمد جنی و دیو
همچو اصحاب عزا آوازشان
بد گرفته از فغان و سازشان
ریش و مو بر کنده رو بدریدگان
خاک بر سر کرده خون پر دیدگان
ای دریغا عرصه افهام خلق
سخت تنگ آمد ندارد خلق، حلق
ای ضیا الحق بحذق رای تو
خلق بخشد سنگ را حلوای تو
آی از علم گدایان ترس چیست
این چه مقصود است نقشی ساختن
و اندر او تخم فساد انداختن
آتش ظلم و فساد افروختن
مسجد و سجده کنان را سوختن
گفت پیغمبر عداوت از خرد
بهتر از مهری که از جاهل رسد
چون بسی ابلیس آدم روی هست
پس به هر دستی نشاید داد دست
درگذر از خشم یاران این بدی
دور می بینی سراب و می روی
عاشق آن بینش او می شوی
او چو می خواند مرا من بنگرم
لایق جذبم و یا بدپیکرم
گر لطیفی زشت را در پی کند
تسخری باشد که او بر وی کند
چون سلاح و جهل جمع آید به هم
گشت فرعونی جهان سوز از ستم
خویش را من نیک می دانم کیم
فارق از مردارم و کرکس نیم
دیده و لاف است می ناید به کار
جز خیالی نیست دست از وی بدار
هین بیا این سو بر آوازم شتاب
عالم از برف است، روی از من متاب
هرکه با ناراستان همسنگ شد
در کمی افتاد و عقلش دنگ شد
من نجویم زین سپس راه اسیر
پیر جویم، پیر جویم، پیر پیر
پیر باشد نردبان آسمان
تیر پرّان از که گردد؟ از کمان
عاشقم من بر فن دیوانگی
سیرم از فرهنگی و فرزانگی
پیش نه بر پایم آن زنجیر را
که دریدم سلسه تدبیر را




















