قطعه کردی درد دل (اجرای زنده)

متن موزیک
نفس برآمد و کام از تو بر نمی آید
فغان، فغان که بخت من از خواب در نمی آید
صبا به چشم من انداخت، خاکی از کویش
که آب زندگیم در نظر نمی آید
مگر به روی دلارای یار ما ور نی
به هیچ وجه دگر کار بر نمی آید
مقیم زلف تو شد دل، که خوش سوادی دید
مقیم زلف تو شد دل، که خوش سوادی دید
وز آن غریب بلاکش خبر نمی آید
بسم حکایت دل هست با نسیم سحر
ولی به بخت من امشب سحر نمی آید
در این خیال به سر شد، زمان عمر و هنوز
بلای زلف سیاهت، به سر نمی آید، نمی آید
ز بس که شد دل حافظ، رمیده از همه کس
کنون ز حلقه زلفت، به در نمی آید






![کاور آهنگ ساز و آواز (بشنو از نی) [اجرای زنده] از محمدرضا شجریان](https://static.aparatmusic.com/amc/AM-dHJhY2stNERERGhBdksxbVhvMnE5UnFoNWMxRw-300-1778393205.jpg)



















