آواز و چهارمضراب

متن موزیک
مصلحت نیست که از پرده برون افتد راز
مصلحت نیست که از پرده برون افتد راز
ور نه در مجلس رندان خبری نیست که نیست
ور نه در مجلس رندان خبری نیست که نیست
آب چشمم که بر او منت خاک در توست
آب چشمم که بر او منت خاک در توست
زیر صد منت او خاک دری نیست که نیست
زیر صد منت او خاک دری نیست که نیست
تا دم از شام سر زلف سیاهت نزنند
با صبا گفت و شنودم سحری نیست که نیست
از وجودم قَدَری نام و نشان هست که هست
از وجودم قَدَری نام و نشان هست که هست
ور نه از ضعف در آن جا اثری نیست که نیست
آب چشمم که بر او منت خاک در توست
زیر صد منت او خاک دری نیست که نیست

























