ریرا

متن موزیک
ری را
صدا می آید امشب
از پشت کاج که بندآب برق سیاه تابش تصویری از خراب در چشم می کشاند گویا کسی ست که می خواند
اما صدای آدمی این نیست با نظم هوش ربایی من آوازهایی آدمیان را شنیده ام در گردش شبانی سنگین ز اندوه های من سنگینتر و آوازهای آدمیان را را من دارم از بر
یک شب درون قایق دلتنگ خواندن آن چنان که من هنوز هیبت دریا را در خواب میبینم
ری را
ری را
هوای آن دارد که بخواند در این شب سیا
او نیست با خودش او رفته با صدایش اما خواندن نمی تواند

























