
متن موزیک
آوارهام الهی
درموندهام الهی
از کاروان هستی
جا ماندهام الهی
نومیدم و پریشان
نه چارهای، نه راهی
نه تکیه گاهی، نه کسی
نه یار و نه هم نفسی
نه پایی از بهر گریز
نه تاب با غصه ستیز
نومیدم و پریشان
نه چارهای، نه راهی
نومیدم و پریشان
نه چارهای، نه راهی
نه شام تیرهٔ مرا
امیدی از سحر بوَد
نه در نوا و آه من
آن آتش و اثر بوَد
نومیدم و پریشان
نه چارهای، نه راهی
نومیدم و پریشان
نه چارهای، نه راهینومیدم و پریشان
نه چارهای، نه راهی
نومیدم و پریشان
نه چارهای، نه راهی
از دیدگانم، وای من
اشکی دیگر نریزد
از سینهی سوزان من
آهی دیگر نخیزد
نومیدم و پریشان
نه چارهای، نه راهی
نومیدم و پریشان
نه چارهای، نه راهی
از دیدگانم، وای من
اشکی دیگر نریزد
از سینهی سوزان من
آهی دیگر نخیزد
نومیدم و پریشان
نه چارهای، نه راهی
نومیدم و پریشان
نه چارهای، نه راهی
نه تکیه گاهی، نه کسی
نه یار و نه هم نفسی
نه پایی از بهر گریز
نه تاب با غصه ستیزنومیدم و پریشان
نه چارهای، نه راهی
نومیدم و پریشان
نه چارهای، نه راهی





















