متن موزیک
یه روز آسمون بودم
گل خورشید تو چشام
دست غارتگر باد
نرسید به گَرد پام
همیشه حرفای خوب
میشنیدم از زمین
اونقدر وسوسه کرد
تا منو آورد پایین
اومدم تو جایی که
آدماش رنگی بودن
عشقشون عروسکی
همشون سنگی بودن
اومدم فرار کنم
باز برم اون بالاها
ولیکن دیر شده بود
افتادم از هردو پا
زمین از من دور میشد
منو با خودش نبرد
منو کشتن تو خودم
آب از آب تکون نخوردمن شکستم رو زمین
دنیا رو گنگ میبینم
آخه اون خنجرش رو
جا گذاشته تو سینهام
یه روز آسمون بودم
گل خورشید تو چشام
دست غارتگر باد
نرسید به گَرد پام
همیشه حرفای خوب
میشنیدم از زمین
اونقدر وسوسه کرد
تا منو آورد پایین
اومدم تو جایی که
آدماش رنگی بودن
عشقشون عروسکی
همشون سنگی بودن
اومدم فرار کنم
باز برم اون بالاها
ولیکن دیر شده بود
افتادم از هردو پا
زمین از من دور میشد
منو با خودش نبرد
منو کشتن تو خودم
آب از آب تکون نخوردمن شکستم رو زمین
دنیا رو گنگ میبینم
آخه اون خنجرش رو
جا گذاشته تو سینهام
























