مسافر

متن موزیک
مسافری خسته منم
که پای رفتنم نیست
شکسته در گلو صدام
توان گفتنم نیست
من آخرین ستاره رو
نشونه کرده بودم
ترانهی سپیده رو
شب سیاه سرودم
شبی که هر ستارهای
حریف سخت با خورشید
شبی که دست شوق من
گل ستاره رو چید
من آخرین مسافرم
که شهر عشقو دیدم
سحر شبیخون زدم و
به روشنی رسیدم
به روشنی رسیدم
مسافری خسته منم
که پای رفتنم نیست
شکسته در گلو صدام
توان گفتنم نیست
من آخرین ستاره رو
نشونه کرده بودم
ترانهی سپیده رو
شب سیاه سرودمطلوع صبح روشن رو
ستارهای به من گفت
کلام سرسپردن رو
اشارهای به من گفت
دلم یه کوه و دست من
یه آسمون ستاره
اگر چراغ رفتنم
هنوز پر از غباره
هنوز پر از غباره
مسافری خسته منم
که پای رفتنم نیست
شکسته در گلو صدام
توان گفتنم نیست
من آخرین ستاره رو
نشونه کرده بودم
ترانهی سپیده رو
شب سیاه سرودم
شب سیاه سرودم




















