زعفرانی (تیتراژ پایانی)

متن موزیک
شب که آرامتر از پلک تو را میبندم
با دلم طاقت دیدار تو تا فردا نیست
اين كه پيوست به هر رود كه دريا باشد
از تو گر موج نگيرد، به خدا دريا نيست
تو گمی در من و من در تو گمم باور کن
جز در این شعر نشان و اثری از ما نیست
ماجرای من و تو باور باورها نیست
ماجرایی ست که در حافظه دنیا نیست
نه دروغیم و نه رؤیا نه خیالیم نه وهم
ذات عشقیم که در آینه ها پیدا نیست
شب که آرامتر از پلک تو را میبندم
با دلم طاقت دیدار تو تا فردا نیست
من و تو ساحل و دریای همیم اما نه
ساحل اینقدر که در فاصله با دریا نیست





















