هزاران سال نوری

متن موزیک
این روزها دیگر نمی بینم تو را یارا
گم کرده ای شاید مسیر خانه ی ما را
پر می شود چشمم ولی اشکی نمی ریزد
جا داده در خود برکه ای انگار دریا را
ای کاش دریا می دریدم مثل موسی یا
چنگیز بودم تا بگیرم کل دنیا را
اما به دست آوردن قلب تو آسان نیست
کی می توان حل کرد آخر این معما را
من که سرا پا عشق بودم دل ندارم که
روزی ببینم یار تو هر بی سر و پا را
یک شب برای کشتن من در دلت تقدیر
می گیرد آخر توی بد مستیت امضا را
این روزها دیگر نمی بینم تو را یارا
گم کرده ای شاید مسیر خانه ی ما را
پر می شود چشمم ولی اشکی نمی ریزد
جا داده در خود برکه ای انگار دریا را




























