
متن موزیک
هموطن!
تو که مُشت گِره کرده ی دردی
تو که تمام شب رو گریه کردی
اگه خون و اگه درد
رهایی رو قفس کرد
به این موج پر از ترانه برگرد!
تو رگبار شکستن
سپر خواستی، تن من
بزن شیشه ی عمر دیوو بشکن!
هموطن!
تو که مُشت گِره کرده ی دردی
تو که تمام شب رو گریه کردی
اگه فکر دیاری، اگه جنس بهاری
تو هم سهمی از این ترانه داری!
تو رگبار شکستن
سپر خواستی، تن من
بزن شیشه ی عمر دیوو بشکن!
من آیینه به دستم
شبو چله نشستم
دلم تشنه خورشیده و خون
یار تو هستم!
وطن، بود و نبودم
وطن، شعر وجودم
تو رو پاک و سرافرازتر
از عشق سرودم
از این قطره بترسین
که دریا همه از ماست!
سحرگاه شکفتن
همین پهنه ی دریاست!
از این قطره بترسین
که دریا همه از ماست!
سحرگاه شکفتن
همین پهنه ی دریاست!
هموطن!
تو که مُشت گِره کرده ی دردی
تو که تمام شب رو گریه کردی
اگه خون و اگه درد
رهایی رو قفس کرد
به این موج پر از ترانه برگرد!
تو رگبار شکستن
سپر خواستی، تن من
بزن شیشه ی عمر دیوو بشکن!




















