متن موزیک
من رهگذار
من رهگذار خسته دشت جنونم
من مرغک بشکسته پر در خاک و خونم
افسانه ساز
افسانه ساز شهر تنهایی منم من
افتاده در گرداب رسوایی منم من
گفتم
گفتم، ولی باور نکردی
گفتم، ولی باور نکردی
دیگر ز من جز نقش دیواری نمانده
گل نیستم، از من به جز خاری نمانده
گفتم رها کن
گفتم رها کن این دل دیوانه ام را
گفتم رها کن این دل دیوانه ام را
بشکن به سنگ نیستی پیمانه ام را
گفتم، ولی باور نکردی
گفتم، ولی باور نکردی


























