خلق حیران

متن موزیک
دست از طلب ندارم تا کام من برآید
یا تن رسد به جانان یا جان ز تن برآید
بگشای تربتم را بعد از وفات و بنگر
کز آتش درونم دود از کفن برآید
بنمای رخ که خَلقی والِه شوند و حیران
بگشای لب که فریاد از مرد و زن برآید
گویند ذکر خیرش در خیلِ عشقبازان
هر جا که نام حافظ در انجمن برآید
دست از طلب ندارم تا کام من برآید
یا تن رسد به جانان یا جان ز تن برآید
بگشای تربتم را بعد از وفات و بنگر
کز آتش درونم دود از کفن برآید























