داغ تنهایی

متن موزیک
آنقدر با آتش دل ساختم تا سوختم
بی تو ای آرام جان، یا ساختم یا سوختم
سردمهری بین که کس بر آتشم آبی نزد
گرچه همچون برق از گرمی سراپا سوختم
آنقدر با آتش دل ساختم تا سوختم
بی تو ای آرام جان، یا ساختم یا سوختم
سوختم اما نه چون شمع طرب در بین جمع
لاله ام کز داغ تنهایی صحرا سوختم
سوختم از آتش دل در میان موج اشک
شوربختی بین که در آغوش دریا سوختم
آنقدر با آتش دل ساختم تا سوختم
بی تو ای آرام جان، یا ساختم یا سوختم
سوختم اما نه چون شمع طرب در بین جمع
لاله ام کز داغ تنهائی به صحرا سوختم
سوختم از آتش دل در میان موج اشک
شوربختی بین که در آغوش دریا سوختم
شمع و گل هم هر کدام از شعله ای در آتشند
در میان پاکبازان من نه تنها سوختم
من نه تنها سوختم
من نه تنها سوختم
























