پریشانی
کاور آهنگ پریشانی از امید نعمتی

پریشانی

حرمان۱۳۹۶۴:۱۵

متن موزیک

چون زولف توام جانا در عین پریشانی

چون باد سحرگاهم در بی سر و سامانی

من خاکم و من گردم من اشکم و من دردم

تو مهری و تو نوری تو عشقی و تو جانی

دل با من و جان بی تو نسپاری و بسپارم

کام از تو و تاب از من نستانم و بستانی

خواهم که تو را در بر بنشانم و بنشینم

تا آتش جانم را بنشینی و بنشانی

خواهم که تو را در بر بنشانم و بنشینم

تا آتش جانم را بنشینی و بنشانی

از آتش سودایت دارم من و دارد دل

داغی که نمیبینی دردی که نمیدانی

داغی که نمیبینی دردی که نمیدانی

چون زولف توام جانا در عین پریشانی

چون باد سحرگاهم در بی سر و سامانی