در کمند زلف او
بغض گریه
گلِ گلزارِ حسین
از کوه تا کوه
قامت ویرانه کرده
ای سپاهِ گریهٔ کبود
هوای شونت
دردِ بیحساب
اقامت؛ شرم، ناله و گریه
قاتلِ اهریمنم
سایه میبینم
من لی یاکونو حسب
بابا بیا
تماشات میکنم با اشک