خادمان خاتون

متن موزیک
من زبان بی زبانی های دستی نا امیدم
تو شهید قتلگاه و من به یاد حنجرت هر دم شهیدم
تا گلویم زنده کرده کوچه در کوچه پیام حنجر خشک شما را
تا به من دادی نوای دلنوا را
چشم گریان مانده بر در
تا ببیند روی ماه ساقی عطشان دشت کربلا را
روز محشر با دو چشم خسته از اشک مکرر
مثل دیروز و همیشه
مثل فردا منتظر میمانم آیا
منتظر میمانم آیا
میشناسی خادمت را
میشناسی خادمت را
میشناسی خادمت را
میشناسی خادمت را





























