نمیدانم

متن موزیک
دهانت را می بویند
مبادا گفته باشی دوستت می دارم
دلت را می بویند
روزگار غریبیست نازنین
روزگار غریبیست
و عشق را (و عشق را)
کنار تیرک راهبند تازیانه میزنند
عشق را در پستوی خانه نهان باید کرد
عشق را عشق را عشق را
در این بن بست کج و پیچ سرما
آتش را به سوخت بار سرود و شعر فروزان می دارند
روزگار غریبیست
روزگار غریبیست نازنین
روزگار غریبیست
آنکه بر در می کوبد
شباهنگام به کشتن چراغ آمده است
نور را در پستوی خانه نهان باید کرد
نور را نور را نور را
آنک قصابانند بر گذرگاه ها مستقر
با کنده و ساطوری خون آلود
روزگار غریبیست
و تبسم را بر لب ها جراحی می کنند
و ترانه را بر دهان
شوق را در پستوی خانه نهان باید کرد
شوق را شوق را شوق را
کباب قناری بر آتش سوسن و یاس
روزگار غریبیست
ابلیس پیروز مست
سور عزای ما را بر سفره نشسته است
خدای را در پستوی خانه نهان باید کرد
خدای را خدای را خدا

























