تنفس
کاور آهنگ تنفس از عرفان

تنفس

۱۴۰۲۵:۰۰

متن موزیک

میگیم آزادیو میخوایم، ولی یعنی چی

هرکسی توی سرش داره ازش تعریفی

هرکسی نظرش فرق داره رو دریدی

تقصیر تو نیست آخه غیر از اینو ندیدی

یه ساحل ندیده که توی قصه شنیدی

یه غریبه یه ناشناس که اسمشو میگی

از انقلابی بودن فقط ژستشو میگیری و

تو عمل یه کار و تو لفظ ضدشو میگی

حرفاتونو بزنین باهم بحث کنین

ولی نترس از کسی که فکرش با تو فرق داره

بهترشو بزن تو اگه میتونی و

اگه نمیتونی برو کنار حتی سخت باشه

میخواد از اون بالا دیکتاتورو بکشه پایین

میگه تخمشو داره اگه بکشه پایین

ولی همه ما توی خودمون یکیشو داریم

اول از همه باید اونو بکشیم پایین

فریاد کنیم برا تنفس

باس لب باز کنیم برا تنفس

یه نگاه بالا به آسمون سیاس

باید حتی پرواز کنیم برا تنفس

آره دیگه اینو بده حق به ما

که نتونیم بدیم اینو دست باد

راهو بساز نباش پی رد پا

آینده رو بگیریم تو دست ما

نذاریم عادت ما شه

بگیم هی راحت به ما چه

بدیم ما ادامه مسیرو

حتی اگه ساعته وایسه

نذاریم عادت ما شه

ببینیم و چشا بسته باشه

مایی که فقط جنگو دیدیم

کردیم عادت به ماشه

چطوری ایرانو زنده کنیم

بریم عقب تاریخو بخونیم حفظش کنیم

چند دفعه خفه شدیم زنده شدیم

نه با کمک بیگانه بود نه حزبِ خودی

با هویت و هنرمون شعرمون شده

با دلسوزیای اهل علممون شده

نگو احساسی بودن امروز عیبمون شده

یه حافظه ضعیف طلسممون شده

چون که قوی ترین اسلحه هویته

میخوان بفروشی بره انگار کلیته

میخوان بزرشو بسوزونن گلی نده

عمیق تر از اینه ولی اینه کلیتش

آقا میگه شاهنامه کلیشه شده

اینا رو نگو جایی حاجی انگار فتیش توعه

سی سال هی باغچه رو آب داده که ریشه کنه

امروز هزار سال بعد ریشش بپیچه دورت

فریاد کنیم برا تنفس

باس لب باز کنیم برا تنفس

یه نگاه بالا به آسمون سیاس

باید حتی پرواز کنیم برا تنفس

آره دیگه اینو بده حق به ما

که نتونیم بدیم اینو دست باد

راهو بساز نباش پی رد پا

آینده رو بگیریم تو دست ما

نذاریم عادت ما شه

بگیم هی راحت به ما چه

بدیم ما ادامه مسیرو

حتی اگه ساعته وایسه

نذاریم عادت ما شه

ببینیم و چشا بسته باشه

مایی که فقط جنگو دیدیم

کردیم عادت به ماشه

میخوابیم و میگیم درد داره باز

امروزو ول کنی فردا بگاس

دورتر از دایره دورمونو نمیبینیم

شعاع کوچیکه پرگار ماس

داریم میمیریم و میریم میگیم شانس تو راس

مث جنازه تو آمبولانس

یه گوشه نشستم پام رو پاس

منتظرم بیاد کارت رو آس

این شعر و داستانا راسته و تاریخ دروغه

یه تجاوز فکری که تا بیخ فروعه

پر کردن از دروغا تا بیخ عروقت

قاب دروغو کوبیدن با میخ تو روحت

من نعشه شعرم و ساقیش فروغه

غریبی جهل و آشناییش بلوغه

فوقش صدسالی طلوعه و باقیش غروبه

من که جهنمم برم میگن جا نیس شلوغه

نذاریم عادت ما شه

بگیم هی راحت به ما چه

بدیم ما ادامه مسیرو

حتی اگه ساعته وایسه

نذاریم عادت ما شه

ببینیم و چشا بسته باشه

مایی که فقط جنگو دیدیم

کردیم عادت به ماشه

بذار حبس باشم مث تنفس

آزاد بشم مث تنفس

حق باشم مث تنفس

فریاد باشم مث تنفس

بی رنگ باشم مث تنفس

گرم باشم مث تنفس

سخت باشم مث تنفس

پشت حرف باشم مث تنفس

آه باشم مث تنفس

همراه باشم مث تنفس

پاک باشم مث تنفس

رام نشم مث تنفس