حلالم کن

متن موزیک
به سویم با لب خشک آمدی با چشم تر رفتی
حلالم کن که از سرچشمه من تشنه تر رفتی
میان دلبران پابندی مهرت سرآمد بود
چه ها دیدی که با دل آمدی اما به سر رفتی
سر و سریست با خورشید آن چشمان روشن را
که هر چه بیشتر سویت دویدم پیشتر رفتی
تو را هم شیره مهتاب می دانم
که ماه آسا به بالینم سر شب آمدی وقت سحر رفتی
تو با باد شمالی نسبتی داری که همچون او
رسیدی بی صدا از راه دور و بی خبر رفتی
رسیدی بی صدا از راه دور و بی خبر رفتی
به سویم با لب خشک آمدی با چشم تر رفتی
حلالم کن که از سرچشمه من تشنه تر رفتی
میان دلبران پابندی مهرت سرآمد بود
چه ها دیدی که با دل آمدی اما به سر رفتی
سر و سریست با خورشید آن چشمان روشن را




















