
متن موزیک
ساقی ساقی، ساقی ساقی
ساقی ز پی عشق روان است روانم
لیکن لیکن، لیکن ز ملولی تو کند است زبانم
می پرم چون تیر سوی عشرت و نوشت
ای دوست بمشکن به جفاهات کمانم
چون خیمه به یک پای به پیش تو بپایم
در خرگه ات ای دوست درآر و بنشانم
در خرگه ات ای دوست درآر و بنشانم
ساقی ساقی، ساقی ساقی
ساقی ز پی عشق روان است روانم
لیکن لیکن، لیکن ز ملولی تو کند است زبانم
آن دم که ملولی ز ملولیت ملولم
چون دست بشویی ز من انگشت گزانم
معذور همی دار اگر شور ز حد شد
چون می ندهد عشق یکی لحظه امانم
ساقی ساقی، ساقی ساقی
ساقی ز پی عشق روان است روانم
لیکن لیکن، لیکن ز ملولی تو کند است زبانم
وان روز که چون جان شوی از چشم نهانی
من همچو دل مرغ ز اندیشه طپانم
در روزن من نور تو روزی که بتابد
در خانه چو ذره به طرب رقص کنانم
ساقی ساقی، ساقی ساقی
ساقی ز پی عشق روان است روانم
لیکن لیکن، لیکن ز ملولی تو کند است زبانم
می پرم چون تیر سوی عشرت و نوشت
ای دوست بمشکن به جفاهات کمانم


























