باز باران

متن موزیک
باز باران
با ترانه
با گهرهای فراوان
می خورد بر بام خانه
من به پشت شیشه تنها
ایستاده در گذرها
رودها راه افتاده
یادم آید روز باران
گردش یک روز دیرین
خوب و شیرین
توی جنگلهای گیلان
با دو پای کودکانه می دویدم همچو آهو
می پریدم از لب جو
دور می گشتم ز خانه
هر چه می دیدم آنجا
بود دلکش بود زیبا
یادم آید روز باران
گردش یک روز دیرین
خوب و شیرین
توی جنگلهای گیلان
کودکی ده ساله بودم
شاد و خرم نرم و نازک
از پرنده از خزنده
بود جنگل گرم و زنده
آسمان آبی چو دریا
یک دو ابر اینجا و آنجا
چون دل من روز روشن
همچو می مستی دهنده
اندک اندک رفته رفته
آسمان گردید تیره
بسته شد رخساره خورشید رخشان
ریخت باران
ریخت باران
ریخت باران
ریخت باران




















