هوای تو

متن موزیک
بازت ندانم از سر پیمان ما که برد
باز از نگین عهد تو نقش وفا که برد
چندین وفا که کرد چو من در هوای تو
چندین وفا که کرد چو من در هوای تو
وانگه ز دست هجر تو چندین جفا که برد
بگریست چشم ابر بر احوال زار من
بگریست چشم ابر بر احوال زار من
جز آه من، جز آه من به گوش وی این ماجرا که بُرد
گفتم لب تو را که دل من تو برده ای
گفتا کدام دل، کدام دل چه نشان کی کجا که برد
سودا مپز که آتش غم در دل تو نیست
سودا مپز که آتش غم در دل تو نیست
ما را غم تو برد به سودا
غم تو برد به سودا
تو را که برد
توفیق عشق روی تو گنجی ست تا که یافت
توفیق عشق روی تو گنجی ست تا که یافت
باز اتفاق وصل تو گویی ست تا که برد
سعدی نه مرد بازی شطرنج عشق توست
سعدی نه مرد بازی شطرنج عشق توست
دستی به کام دل ز سپهر دغا که برد
دستی به کام دل ز سپهر دغا که برد





















