دو مسافر
کاور آهنگ دو مسافر از داریوش

دو مسافر

امان از۱۳۸۸۶:۲۹

متن موزیک

دو مسافر بر در

دو رهاتر در باد

از غزل افتاده

فرصتی بی فریاد

چشمم این ناب ترین

لحظه را می بوسد

زن به من می گوید

باش تا نان بپزد

من به زن می خندم

زن به من می خندد

بی نفس بی سایه

بی صدا می سوزد

زن به شب می ماند

شب به آوازی دور

غزلی از شبنم

رختی از پوست نور

زن به من می گوید

غیبت سردی بود

خاک بی عشق باغ

خاک ولگردی بود

زن مرا می رقصد

زن مرا می پرسد

زن مرا می خواند

زن مرا می فهمد

من به زن می گویم

خانه ات یادم هست

وقت خوب گریه

شانه ات یادم هست

شانه ات یادم هست

زن مرا می بوید

این تویی آری تو

خواب و بیداری تو

این تو یی باز از نو

خواب و بیداری تو

این تو یی باز از نو

دست زن زیبا نیست

دست زن نایاب است

دست زن می روید

شب شب مهتاب است

زن مرا می رقصد

زن مرا می پرسد

زن مرا می خواند

زن مرا می فهمد

من به زن می گویم

خانه ات یادم هست

وقت خوب گریه

شانه ات یادم هست

زن به من می گوید

وای اگر وقت گل نی برسد