متن موزیک
تو آغوش سبز جنگل
همراه شبهای مهتاب
لب چشمههای روشن
زیر نور تند آفتاب
یه غزال خوشخطوخال
با طبیعت مهربون بود
همیشه میدید که بالا
پاک و روشن آسمون بود
عاشق بوی علفها
همدم گلخندهها بود
همراز جنگل سبز و
نغمۀ پرندهها بود
توی آینۀ چشمه میدید
مستی چشم خمارش
دلش میخواست باشه دائم
رنگ گلها در کنارش
اما از چند روز پیش بود
سایۀ غریبه میدید
تو کمینش چه کسی بود
اینو از خودش میپرسید
تو گریز و وحشت خود
رفت از این دشتها به اون دشت
دیگه طاقتش تموم شد
زد و از بیراهه بگذشت[پیشهمخوان ۲]
چه روزهایی که گذشتند
در هراس و پا کشیدن
دلش تو سینه میلرزید
از نشون سایه دیدن
این سؤال رو هی میپرسید
چرا از من خوشی دوره
این خشم طبیعته یا
سرنوشت نحس و کوره
تو آغوش سبز جنگل
همراه شبهای مهتاب
لب چشمههای روشن
زیر نور تند آفتاب
یه غزال خوشخطوخال
با طبیعت مهربون بود
همیشه میدید که بالا
پاک و روشن آسمون بود
اما از چند روز پیش بود
سایۀ غریبه میدید
تو کمینش چه کسی بود
اینو از خودش میپرسید[همخوان ۳]
تو گریز و وحشت خود
کسی که مونده غزاله
لحظهای از پا نشستن
براش انگار که محاله




































