شب فروردین

متن موزیک
چشم آهوی ختن دارد
او قصد جان من دارد
از کنارم آن مسافر چو رویا گذشت
زیر باران مانده ام، پس چرا برنگشت؟
یادی از آن شب فروردین
بودی مهمانم آن نازنین
قصه گفتی برایم ز ماچین و چین
پری چشمه از خوابم چرا رفت؟
که بود و از کجا بود و کجا رفت؟
شبی در آیینه نشکفته خندید
دوباره گم شد و در قصه ها رفت
آینه بی تو بر سر زد
شاپرک سوخت و پر پر زد
بی تو هر شب بغض باران در دل دارم
بی چراغم چون که به شب منزل دارم
ای مسافر، من تو را چشم در راهم
زیر باران دل بسوزد از آهم
(دل بسوزد از آهم)
(دل بسوزد از آهم)
(دل بسوزد از آهم)
(دل بسوزد از آهم)



























