
متن موزیک
وقت دلتنگی شد وقت بی فردایی
لحظه ی لرزیدن ساعت تنهایی
وقت دلتنگی شد ساعت برگشتن
به تو که دیواری بین دنیا با من
تو که خوبی اما دردی و تکرارش
ابر شوقی اما سنگی و بی بارش
تو که خوبی اما دردی و تکرارش
ابر شوقی اما سنگی و بی بارش
نه به من می خندی نه منو می خونی
به همین اسونی منو می رنجونی
از نفس می افتم بی هوا بی فانوس
چشمتو می بندی از شکستن افسوس
وقت دلتنگی شد وقت خلوت با تو
زیر سقف خونه طعمه غربت با تو
وقت دلتنگی شد ساعت برگشتن
به تو که دیواری بین دنیا با من
تو که خوبی اما دردی و تکرارش
ابر شوقی اما سنگی و بی بارش
تو که خوبی اما دردی و تکرارش
ابر شوقی اما سنگی و بی بارش
نه به من می خندی نه منو می خونی
به همین اسونی منو می رنجونی
از نفس می افتم بی هوا بی فانوس
چشمتو می بندی از شکستن افسوس
وقت دلتنگی شد وقت خلوت با تو
زیر سقف خونه طعمه غربت با تو
وقت دلتنگی شد ساعت برگشتن
به تو که دیواری بین دنیا با من
تو که خوبی اما دردی و تکراری
ابر شوقی اما سنگی و بی بارش
تو که خوبی اما دردی و تکرارش
ابر شوقی اما سنگی و بی بارش


























