متن موزیک
ای تکیه گاه خستگی هام
خون رگهام ای پناه تن تنهام
چه غریبن بی تو دستام
ای اسم تو مثل زلال چشمه جاری
باغ شعرم از تو پرگل
ای که میراث بهاری
بمون با شکوهی که داری
من و تو سایه هامون دور از این شهر شلوغه
تو وقتی با منی حس میکنم مردن دروغه
ای قفس ای قفس
با پرنده هم نفس
نمی خوام پر بگیرم
کاش تو دستات بمیرم
شعر من قصه درده
غربت تلخ یه مرده
بی تنت اینجا برام
خیلی سرده خیلی سرده
من و تو سایه هامون دور از این شهر شلوغه
تو وقتی با منی حس میکنم مردن دروغه
ای لحظه پرواز آخر تا رهایی
چه صدایی تو که مثل
بغض گریه بی صدایی
ای با تنت تن پوش ابرا روی شبنم
ای برای من زخمی
با تو بودن مثل مرهم
میدونی من اینجا غریبم
من و تو سایه هامون دور از این شهر شلوغه
تو وقتی با منی حس میکنم مردن دروغه
بمون ای تو همیشه موندنی ای فصل تازه
بذار عشقت برام دنیای تازه ای بسازه
من و تو سایه هامون دور از این شهر شلوغه
تو وقتی با منی حس میکنم مردن دروغه
بمون ای تو همیشه موندنی ای فصل تازه
بذار عشقت برام دنیای تازه ای بسازه
من و تو سایه هامون دور از این شهر شلوغه
تو وقتی با منی























