پنج تا نقاشی

متن موزیک
این یه کشتیه
میون دریا
نوک دکلش
یه پرچم بسته
این ماهی از آب
پریده بیرون
این گربه م رو موج دریا نشسته
این آهو از کوه
اومده به شهر
می خواد از تو شهر
دوا بخره
این دختر بهش
بستنی می ده
آهو پول نداره، پاشم شکسته
این یه عروسه
زیر سایه بون
جارو دستشه
شمشیرم بسته
اونم داماده
با یه دسته گل
سر کوه، تو بارون، تنها نشسته
این کلاغ از باغ
پنیر دزدیده
مار اونو دیده
دنبالش کرده
این مرد با چوبش
مار رو می زنه
خورشید خانم از ترس چشماشو بسته
خورشید خانم از ترس
این آدم برفی
جلوی تنور
بس که نون پخته، آتیش گرفته
کی دیده که برف
آتیش بگیره؟
بارون فروردین برفها رو شسته

























