
متن موزیک
این ترانه من نشانه من، نشانه رنج زمانه من
از همان زمان ها که داستان ها، شنیده ای از فسانه من
بشنو تو ای زیبا که افکنده ای به خون آشیانه من
بشنو که از حالم خبر می دهد طنین ترانه من
شد به یاد رویت به آرزویت سیه جهانم، قسم به مویت
تو بشنو از این ترانه من فغان ز جور زمانه من
بشنو تو ای زیبا که افکنده ای به خون آشیانه من
بشنو که از حالم خبر می دهد طنین ترانه من
خبرها خبرها ز حال دلم از آن بشنوی
مبادا مبادا چو آن بشنوی پریشان شوی
مبادا شود دلی نازنین از این غم فضا هوای حزین پریشان
ز سوزی که در دل نهفتم
ز رازی که با کس نگفتم
اثر دارد این ترانه وز آن عشق جاودانه
که این زیر و بم دهد شرح غم بجو راز ما
در این زیر و بم ها
به یاد فتنه ها که کرده ای به پا
بشنو تو ای زیبا که افکنده ای به خون آشیانه من
بشنو که از حالم خبر می دهد طنین ترانه من
از غم تو به دیار دگر رفتم
تا برهم ز غمت به سفر رفتم
در همه ره همه جا تو برم بودی
در دل خسته و در نظرم تو بودی
بی تو دمی به سفر نشدم دلشاد
عشق تو غم تو نرود از یاد
پیش تو آمده ام ز سفر اکنون
از همه می گذرم به توئم مفتون
آن همه کوی و گذر ز چه پیمودم
من که تویی به خدا همه مقصودم
آمده ام ز سفر چنین غمگین
بر تو سلام عشق من به سفر دلگیر
آمده ام ز سفر چنین غمگین
بر تو سلام عشق من به سفر دلگیر




























































