گروهنوازی: درآمد ابوعطا
او آمد تا از میخانهمان برای صبحانه صدایمان کند.
برخیز و با وجود همه دنیا پیش برو
این جامیست که دانا از آن مینوشد
که درگیر هیچچیز نشیم
این کاروان
کاش جایی برای آرام گرفتن بودی
فقط یه ذره انرژی برام مونده که بتونم بارتندر بشم