رسیدم، اشک ریختم
مردان طواف جز سرِ حیدر نمیکنند
علیاکبر خدا ذوالفقار است
در گریهٔ کور
ای علیاکبرِ حسین
اشکها رو از چشمام میگیرم
جوونِ جوونم
من کیام؟ احمدِ سرِ راهام
سر و تهِ لشکر را منهدم کرد
یام فاطمی
میروی و تمام بابا را با خودت میبری